نگاهی به فیلم "دستور آشپزی" ساخته محمد شیروانی
فمینیسم از طریق گزینش واقعیت
دستور آشپزی " مستندی است که از طریق وارد شدن به آشپزخانه هفت زن خانه دار طبقه متوسط ساکن تهران، می خواهد جلوه هایی از طعم، رنگ و بو ، شیوه آشپزی و عادات غذایی ایرانیان را به تصویر بکشد.
فیلم به شکلی آشکار و بدون رودربایستی جنبه ای توریستی دارد و می کوشد تماشاگر آن ور آب را با آشپزی ایرانی به عنوان نمادی از زندگی اجتماعی جامعه معاصر آشنا سازد. حتی انتخاب نوع غذاهای طبخ شده در فیلم هم نمایانگر آن است که شیروانی می خواسته تماشاگر نا آشنا با غذاهای ایرانی را با مستوره ای متنوع و رنگارنگ از غذاهای رایج ایرانی آشنا کند. غذاهایی که قاعدتا هر کدبانوی ایرانی با نحوه طبخ آنها بیش و کم آشنا است و هر جهانگرد اهل امتحان کردن خوراکی های نا شناخته سرزمین های بیگانه، دست کم نام آن غذا ها را شنیده و یا با دیدن شکل شمایل و تصویر آنها، تمایل به امتحان کردن غذای مورد نظر را می یابد.
اما فیلمساز می کوشد از ورای نمایش پر حوصله و کشدار مراحل طبخ غذاهای ایرانی به نوعی نتیجه گیری فمینیستی هم برسد و ظلم تاریخی مردان مشرق زمین به زنان را نیز به تصویر کشد. در خلال تصاویر فیلم، آشپزی زنان و حضور بی وقفه شان در آشپرخانه، پذیرایی از مردان و سفره آرایی و ...قرار است به این نتیجه برسیم که زنان به طور دائم و در بستری تاریخی مورد ظلم و استثمار اراده معطوف به قدرت و سلطه جویی مردانه قرار گرفته اند.
این نتیجه گیری پایانی که در نیمه دوم فیلم مطرح می شود، نه ارتباطی ارگانیک با تمهیدات و مقدمه چینی های نیمه اول دارد و نه به صورت قائم به ذات دارای بنیانی منطقی است. ساده ترین نقیض این رویکرد فیلمساز را می توان از این منظر مطرح کرد که در تمامی طول تاریخ، در هر گوشه از جهان زنان به پخت و پز مشغول بودند و مردان سر میز یا سر سفره یا به هر شکل دیگری به مصرف دسترنج زنان پرداخته اند. گیرم که در گذر زمان نوع نگاه به این معادله در برخی جوامع تغییر کرده و یا تلطیف شده است. گیرم که در جوامعی دارای بافت سنتی چون سرزمین ما، این معادله تغییر ماهوی چندانی نداشته و نگاه مردسالار جامعه حتی در لایه های فرهیخته تر خود با سکوت و انفعال، این چرخه تولید زنانه و مصرف مردانه را ادامه داده باشد. علیرغم آنکه باور مستدل و ظاهرا جا افتاده ای مبنی بر اینکه مردان آشپزهای بهتری هستند در همه جای جهان جود دارد. اما عشق و علاقه ای که زنان صرف طبخ و اماده سازی دسترنج خود می سازند با نگاه وظیفه ای و اغلب حرفه ای مردان ( به مفهوم شغلی) قابل مقایسه نیست. هیچ عقل سلیمی هم مدعی نیست که آشپزی "وظیفه" زنان است. حال با این تفاصیل چه نیازی به نگاه سلبی و غمخوارانه یک مستند ساز مرد نسبت به این ماجرا وجود دارد؟ این نکته ای است که خود محمد شیروانی باید پاسخگوی آن باشد.
مستند های محمد شیروانی با رویکردی که واقعیت را با برنامه ریزی از قبل تعیین شده چینش و گزینش می کند در میان دلبستگان این گونه از سینما در ایران طرفداران پرشماری دارد که نظر جملگی آنان محترم است و صائب. اما به شخصه هرگز مستند هایی که به چینش واقعیت – حتی برای نیل به مقاصد خیر، هنرمندانه و باظرافت – روی می آورند را درک و هضم نکرده ام. از این منظر است که مستند هایی از قبیل "دستور آشپزی" را در دستیابی به هدف غایی خود موفق نمی دانم.
منتشر شده در روزنامه اعتماد-شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸